تبليغاتX
قاپ قارا
ترا آن به كه چشم فرو پوشيده باشي

شايد كمتر كسي تصور مرگ نا بهنگام  شكيبايي را مي كرد ولي افيون مرگ بي رحم تر از تصور ماست و چونان حقيقتي انكار ناپذير بر سر مردگان اين عصر فرود مي آيد. مرگ شكيبايي مرگ كسي است كه خاطره ها  عشق ها و ناكامي هايمان در زندگي را با او گره زده بوديم  و عصيان ها و فرياد هامان  را با او توجيه مي كرديم و گاهي اوقات بهانه خوبي بود براي توجيه اين كه مرد هم گريه مي كند، مرد هم  كم مي آورد و مرد هم مي شكند. شايد تنها بازيگري بود كه بعد از بهروز وثوق ديالوگ ها و ديوانگي هايش را كپي مي كرديم و درست مثل خودش ادا در مي آورديم. از همه فيلم هايي كه شكيبايي در آنها بازي كرده  "هامون" و "كاغذ بي خط " را ديوانه وار دوست دارم.روحش شاد.  

* مریم مهتدی عزیز و رضا کاظمی نازنین هم برای مرگ شکیبایی زیبا و خاطره انگیز نوشته اند. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط | 


هر روز با صدها انسان برخورد می کنيم، انسان هايی که ممکن است دوستان نزديک و صميمی ما شوند و يا برعکس بلافاصله از ما دور شوند و يا ما از آن ها فاصله بگيريم. «مارک نپ»Mark Knapp ، مراحل مختلف آغاز تا پايان يک رابطه را تحليل کرده است. اين مراحل از مرحله ايجاد يا تولد يک رابطه شروع می شود و در نهايت رو به زوال نهاده و به طرف افول و جدايی حرکت  می کند. معمولا روابط بين انسان ها کم و بيش اين مراحل را طی می کند و دير يا زود با ضعف و يا شدت به هر يک از اين مراحل می رسد. مارک نپ در کل ده مرحله را در روابط بين مردم تفکيک کرده است که پنج مرحله آن مربوط به پيوند و پنج مرحله ديگر در جهت جدايی است.
پنج مرحله پيوند در روابط بين مردم عبارتند از:  1- مرحله آغاز 2- مرحله آزمودن ۳- مرحله چفت و بند ۴- مرحله کامل کردن يا ادغام ۵- مرحله پيمان بستن.
روابط بين اشخاص ممکن است در هر يک از مراحل ياد شده، قبل از پيمان بستن، توقف کند و هرگز به مرحله پيمان بستن، که صميمانه ترين مرحله است، نرسد. حتی صميمانه ترين روابط که به مرحله پيمان بستن نيز رسيده اند،  در معرض خطر بوده و در جهت تخريب و جدايی قرار می گيرند. مرحله پيمان بستن تا جدايی کامل نيز پنج مرحله است:
1- مرحله افتراق ۲-  مرحله محدود کردن ۳-  مرحله بی روح شدن و توقف رابطه ۴ - مرحله پرهيز از يکديگر ۵- مرحله جدايی .
مراحلی که «نپ» تقسيم بندی کرده  شايد بيشتر در روابط زن و شوهر ها مشاهده شود، اما اين نظريه در تمام روابط موجود ميان انسان ها قابل بررسی است. دو مرد يا دو زن به عنوان دوست، همکار، همسايه، شريک و غيره همواره در معرض مراحل مختلف اين نظريه هستند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط | 

وقتي چند سال پيش با يكي از دوستان فيلم هاي كيارستمي و جليلي را مرور مي كردم به نظريه اي من در آوردي اما جالب رسيدم و آن اين بود كه فيلمي فيلم است كه من هنگام ديدنش خوابم نبرد.
حالا چرا اين خاطره را براي روز تولد مردي مي نويسم كه هيچگاه عينكي دودي اش را بر نمي دارد و حتي شب ها هم عينك آفتابي مي زند قصه خواب رفتنم در برخي فيلم هاي كيارستمي ست.
اينكه من از كيارستمي انتقاد كنم شايد زياد به چشم نياد زيرا او حتما كارگردان بزرگيست و من هم مخاطب آماتوري؛ اما اين حق را دارم كه بگويم من با سينماي اين مرد نمي توانم رابطه برقرار كنم ولي لز تيتراژ هايي كه براي اداي دين و اثبات شاگردي براي سلطان سينما مي سازد عاشقانه خوشم مي آيد.
كيارستمي بخاطر شهرت جهانيش در نمايش گونه هاي خاصي از سينمايي  كه به فهم غلط به آن سينماي هنري گفته مي شود توانسته عكس هاي خيلي خوبي در مراسم كن و يا جشنواره هاي مشابه بگيرد و اتفاقاتي از اين قبيل باعث شهرت او مي شود.سينماي به اصطلاح هنري از زماني در زبان ها چرخيد كه برخي فيلم هاي بي مخاطب داخلي در برخي جسنواره هاي ريز و درشت توانستند آنچه را كه براي خارجي ها جذاب بود به نمايش بگذارند كه در اين سفر به فرنگ  كارگردان هايي نظير كيارستمي و جليلي توانستند شهرتي اندك در جهان و غير قابل تصور در ايران كسب كنند.اين كسب شهرت ها بي دليل و بي ارتباط با استاد شدن كيارستمي و برگزاري ورك شاپ هاي متفاوت نبوده است چرا كه مردم ذوق زده و مخاطبان روشنفكر نماي سينماي ايران در دام هجمه ها و تبليغات  و عكس هاي كيارستمي افتادند و بي اينكه سينماي او را مانند سينماي ديگران در بوته نقد قرار دهند او را آويزان كرده و آنقدر باد كردند كه در بالاي سر همه ما قرار گرفت. براستي سينماي كيارستمي همه مولفه هاي سينماي مدرن يا به اصطلاح هنري دارد؟؟؟آخرين فيلمي كه از كيارستمي ديدم نامه ها بود كه در بهمن 85 در سينماي رسانه ها موفق به ديدنش شدم و واقعا چيزي از اين تصاوير درهم برهم نفهميدم و حتي نتوانستم آن را در رديف فيلمهايي قرار دهم كه بصورت تجربي در انجمن سينماي جوان ساخته مي شود.به نظر مي رسد كيارستمي همانطور كه آفتاب را گم كرده و هميشه عينك آفتابي به چشم ميزند سينماي كلاسيك را هم فراموش كرده و بيشتر در پي شهرت است تا فيلم سازي.اگر كارگرداني را گروهي از فرانسوي ها يا خارجي هاي ديگر دوست داشته باشند دليلي براي بزرگ شدن او محسوب نمي شود. حتي اگر با ژوليت بينوش به ايران بيايد و با او ايرانگردي كرده و يا با هم عكس بگيرند.و حتي اگر در زندگي روشنفكري اش با نيكي كريمي به جا هاي باريك برسد.در پايان بايد ذكر كنم كه هستند دوستان گمنامي كه آثاري به مراتب ارزشمند تر از آثار كيارستمي دارند ولي نتوانسته اند بر امواج خروشان رسانه ها بنشينند و بالا پايين بروند. 
این مطلب را به سفارش سر دبیر ماهنامه آدم برفی ها نوشتم ولی به دلیل انتقادی بودن چاپ نشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
قاپ قارا يعني خيلي سياه عين زندگي.
تو اين وبلاگ هر چي دلم بخواد مينويسم به كسي هم ربطي نداره، چار ديواري اختياري.

پیوندهای روزانه
در اين مكان چلوكباب حرف اول را می‌زند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
پیوندها
آدم برفی ها
نيما اكبرپور
بهراد مهرجو
نگین بهکام
ریحانه مظاهری
علی خردپیر
آذر جزایری
شبنم آذر
مشرق زمين
نجمه آجربنديان
شیرین سعیدی
مهتاب حسینی
امير آشتياني
ايزد مهرآفرين
علي طالب زاده
ابوالفضل سلمانزاده
پويا دبيري مهر
مرجان نماينده
منظر ويسي
رضا كاظمي
الهام طهماسبي
مريم مهتدي
بهمن قبادي
موسي هاشم زاده
مطهره(1)
مطهره(2)
مطهره(3)
سجاد روشني
مصطفي خلجي
راديوي آدم برفي ها
شراره عزيزي
زهرا باقری شاد
محسن باقرلو
دختر هار
علي طالب زاده(2)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM